تبليغاتX
پیرهن مشکی ما از غم نیست

بدون هیچ تردیدی او امروز یکی از بهترین های پاپ کشور است.در این آشفته بازار موسیقی که کاست ها نمی توانند فروش خوبی داشته با شند،تمام تهیه کننده ها حاضرند چشم بسته روی کار رضا صادقی سرمایه گذاری کنند و این یعنی موفقییت!

رضا صادقی یک شبه به اینجا نرسید.او نه از آن زمان که با ترانه ((مشکی رنگه عشقه)) نام خود را بر سر زبان ها انداخت،که از سالهای قبل ترانه سرایی و خوانندگی را آغاز کرده بود و پله های ترقی و پیشرفت را به تدریج طی می کرد.

امروز آخرین کاره او با "نام وایسا دنیا" در بازار است. هر چند همان طور که از قبل پیش بینی میشد"به سرعت کمیاب و در برخی نقاط نایاب شده است.انتشار *وایسا دنیا* بهانه خوبی بود تا حرفهای سلطان مشکی را مرور کنیم. حرفهایی که قطعاً شنیدن آن خالی از لطف نیست.

**********************

وایسا دنیا شعری نا امید کننده دارد یا بهتر است بگوییم که از سر نا امدی سروده شده،آیا خودت با این طرز فکر موافق هستی؟

* این شعر از خودم است، پس راحت تر می توانم از آن دفاع کنم.در واقع من دیدم هر کاری که می کنم حرفهایم به گوش دنیا فرو نمی رود که نمی رود.به همین خاطر گفتم از توصیه خداوند استفاده کنم که می فرمایند:(از روح خودم در انسان دمیدم).پس این بار از موضع قدرت حرف زدم و به دنا گفتم که نگه دار که من می خوام پیاده شم.این می خواهم پیاده شم به معنای استعفا از زندگی نیست بلکه هدف ساختن یک دنیا و زندگی بهتر از این است.این ترانه را یک شبه نسروده ام،بلکه مجموعه ای است از حرفهای من و دغدغه هایم از بدو تولد تا امروز.در واقع چیزی در حدود ۵سال طول کشید تا *وایسا دنیا*تبدیل به ترانه ای شود که امروز می شنوید.

آنجا که در ترانه می گویی«قربونت برم خدا، چقدر غریبی رو زمین؟!» چه هدفی را دنبال می کنی؟

* در واقع بیشتر مشکلات انسان از فراموش کردن عشق سر چشمه می گیرد. جایی در شعر هست که گفته ام:«همه درویش،همه عارف،جای عاشق پس کجاست؟»در واقع باید می گفتم:«همه درویش،همه عارف،همه عاشق»اما این روزها این سه را از هم جدا کردند و متاسفانه خبری از عشق نیست.در حالی که عشق لازمه رسیدن به درویشی و عرفان است و درست به همین دلیل است که امروز درویشی و عرفان هم آن رنگ و بو و عمق سابق را ندارد.من می خواهم اول با عشق سر و سامانی به احساسم بدهم تا پس از آن نوبت به تمرین بی نیازی و درویشی می رسد.بعد از گذراندن این مرحله است که عرفان شکل میگیرد.اما متاسفانه این روزها جای عشاق فقط در رمان ها و شعارهاست.من معتقدم که فراموش کردن عشق و عاشقی نوعی ساده لوحی است.به قول حمید هامون(قهرمان فیلم هامون داریوش مهر جویی):«ببین بر سر عشق چی اومد؟»

در آلبوم تازه ات حرفی از مشکی به میان نیا وردهای.علت چیست؟نکند از حرفت پشیمان شده ای؟

* اصلا به این صورت نیست.بارها گفته ام که مشکی ابتدای حرفی است که من می خواهم بزنم.گفتم آقا جان اگر می گویند مشکی بد است من، من میگویم خوب است.چون خوبی هایش را دیدهام و بدی هایش را نمی بینم.شاید اسم مشکی در وایسا دنیا نیا مده با شد، ولی من در ترانه «خدا رو دوست دارم»همین تفکر را به شکل دیگری نشان دادم.ترانه ای داشتم با این ابیات:«رنگ ما رنگ عشقه / عشقمونم یه رنگه / بعضی میگن که حرفه / بعضی میگن که وهمه / اونی که مبتلا نیست،نمی تونه بفهمه و می خواستم این کار رو بخوانم اما بعد دیدم که کم کم برای ثابت کردن حرفم دعوا میکنم و به خودم گفتم:«آقا رضا ؟ چرا دعوا داری ؟ بی خیال!».باور کنید من حتی از آن ترانه ایی که گفت :«مشکی رنگ عشق نیست»ناراحت نشدم چون ما داریم با هم صحبت می کنیم.من مشکی پوشم و با مشکی احساس قدرت می کنم.و فکر نمی کنم مرا با لباسی غیر از مشکی ببینید.مگر اینکه به حق علی (ع) به سفر حج بروم و لباس احرام بر تن کنم.در این کاست رنگ و نور و امید جای«مشکی» را نگرفته اند اما با آن همراه شده اند.در واقع من در این آلبوم در حالی که حرف دل خودم دلتنگی است "دوست داشتم از امیدواری بیشتری بخوانم و مثبت تر فکر و اندیشه کنم.

چرا؟

* اواسط ضبط آلبوم «پیرهن مشکی» دیدم دارم نمک می شوم روی زخم ها" این بود که آرام آرام رفتم به سراغ خواندن از مردم.یک عده برای آدم آرزوی موفقییت می کنند و یک سری هم هستند برای رسیدن به موفقییت راهکار پیشنهاد می دهند.من سعی کردم چنین کنم.برای همین بود که گفتم:«گم نشو تو وحشت باغی که سوخته/سکه خنده تورو کی به غم فروخته؟»یا آنجا که نگو تقدیر ما صد تا گره داره/قحطی نور رو نذار پای ستاره» در واقع هدفم این بود که آنهایی که رضا صادقی را انتخاب کردندو به شعرها و صدایش گوش می دهند،حرفهایی بشنوند که شاید برای لحظه ای زندگییشان را رویایی کند.البته اینها فقط در حد «پیشنهاد» است.من گفته ام اگر این کار ها را انجام دهید شاید(تاکید می کنم شاید!)فرجی حاصل شود وگرنه من خودم را در آن حد نمی بینم که بخواهم برای زندی دیگران نسخه پیچی کنم.

                                                                                                   

                                                                         مشکی باشیم....................یا علی مدد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 0:45  توسط شهرام مشکی پوش  | 

سلام به همه دوستای گلم

من برگشتم سفر خوبی بود خوش گذشت .جای همتون خالی بود.

ولی ۱ اتفاق برام افتاد" اونجا کیف پولم رو که یادگاری هم بود گم کردم.حالا بگذریم که چهل هزارتومان پول و سیم کارت وکارت دانشجویی و...همه تو ش بود ولی بیشتر از همه کیف واسم ارزش داشت چون یادگاری بود.

بگذریم

ولی روی هم رفته خیلی خیلی خوب بود جای همتون رو خالی کردم.

******************************

*****************

این شعر رضا رو خیلی دوست دارم خیلی

 به همین سادگی رفتی بی خدا حافظ عزیزم

سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بریزم

به همین سادگی کم شد عمرگل بوته تودستم

گله ازتو نیست میدونم خودم اینوازتوخواستم

به جون ستاره هامون توعزیز ترازچشامی

هرجا هستی خوب وخوش باش تا ابد بغض صدامی

تو رو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی

 که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی

من اگه دوست نداشتم پای غمهات نمی موندم

واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم

اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که میدیدم

داری آب میشی میمیری اینوازهمه شنیدم

دارم ازدوریت می میرم تا کنارمن نسوزی

از دلم نمیری عمرم نفسهامی که هنوزی

تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خداشد

ازهمون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد

تو که تنها نمی مونی من تنها رودعا کن

خاطراتمو نگه داراما دستامو رها کن

دست تو اوله عشقه بسپارش به آخرین مرد

مردی که پشته یه دیوار واسه چشمات گریه می کرد

 

مشکی باشیم.................................................................یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 1:21  توسط شهرام مشکی پوش  | 

به دنبال دل...

این واقعیت را حالا دیگر نمی توان انکار کرد؛رضا صادقی در

موسیقی ایران ماندگار شده است.جوانی که روزی در اتاق

کوچکش در بندر عباس می خواند و می نواخت و هنرش را

بدون کمترین امکاناتی روی CDمیکشید حالا یکی از

ثروتمنترینمردان هنر ماست.

 *ثروت یعنی بدست آوردن این همه هوادار*

ثروت برای یک خواننده یعنی آنکه هزاران هوادارش برای

شنیدن آثار او لحظه شماری کنند.

 آدم های منفی باف موسیقی ایران در تقابل با پدیده ایی به نام

رضا صادقی به هر وسیله ایی متوسل شدند تا اسباب تضعیف

 او را فراهم کنند.

آنها عنوان کردند رضا صادقی صد آهنگ خوانده و طبیعی است

در میان صد و چند آهنگ،چند تایی از آنها بگیرد اما نخواستند

تصور کنندکه گفتن و ساختن و تنظیم کردن و خواندن

صد ترانه چقدر دشوار و قابل ستایش است.

 آنها عنوان کردند رضا صادقی چون غیر مجاز وارد کارزار

موسیقی شده،به موفقییت رسیده اما در مورد اینکه انبوهی از

خواننده های غیره مجاز به بی راهه رفتند و فقط به در و دیوار

کوبیده اند،حرفی نزدند.

فرمول موفقییت رضا صادقی بسیار ساده است؛او به دنبال

((دل))مخاطب رفت و کارش را خوب انجام داد.

رضا پیش از آنکه ترانه سرای با احساسی باشد،آهنگ سازی

را خوب انجام بدهد"((شکارچی)) خوبی است.

تمام خوشی های موجود و نا خوشی های حاضر بابت حضور

صادقی در موسیقی ایران ریشه در یک جمله دارد:

*او خوب می داند میخواهد چه کار کند!*

                     مشکی باشیم.....یا علی 

      

            

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 1:52  توسط شهرام مشکی پوش  | 

درگذشت خواننده پاپ ایران

 (( ناصر عبداللهی))

 را به جامه موسیقی ایران و

به ملت ایران تسلیست

می گوییم. 

 روحش شاد و یادش گرامی باد

 

مشکی باشیم............یا علی مدد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 0:16  توسط شهرام مشکی پوش  | 

سلام به همه ،همه اونایی که خوبن،مهربونن و یه رنگن

 شرمنده اگر اومدید و خبر آپ وبلاگتون رو دادید و من نتونستم بیام یعنی امدم ولی دیر  بخدا

اگر تو شهر غریب دستم بسته نبود جواب محبت هاتون رو میدادم ولی خوب........شرمنده

 *********************

راستی به امید خدا آلبوم جدیدی ازرضاصادقی میخواد به بازار بیاد با نام*وایسادنیا*که مطمئناْ

مثل بقیه آلبوم هاش

گل میکنه

**********

*********************

گفتم شايد نديدنت از خاطرت دورم كنه

ديدم نديدنت فقط ميتونه كه كورم كنه

گفتم صداتو نشنوم شايد كه از يادم بري

ديدم تو گوشهام جز صدات نيستش صداي ديگري

نديدن و نشنيدنت عشقت رو از دلم نبرد

فقط دونستم بي تو دل پر پر شد و گم شد و مرد

بعد از تو باغ لحظه هام حتي يه غنچه هم نداد

همش ميگفتم با خودم نكنه بميرم و نياد

اين روزا محتاج توام من نميگم دلم ميگه

فردا اگه مردم نيای چه فايده نوش دارو ديگه

 

مشکی باشیم...........سایتون کم نشه............یا علی مدد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 1:19  توسط شهرام مشکی پوش  | 

گفته گوی کوتاهی با شاه مشکی

چه تعیبری از ارتباط مردم با ک هنرمند دارید؟

من همیشه همه جا گفتم و این حرفیه که همشه بهش معترفم"که حضور یک هنر مند در کنار مردم که اگر ما هنرمند باشیم"دقیقاً مصداق حضورمرغ دریاییه"کنار دریا "قطعاً دوستان کنار دریا رفتن و از زیباییهای دریا لذت بردن*خصوصاً اگر دریای جنوب باشه(با لبخند)*عرضم به حضورتون که اونجاهم مشاهده کردید که مرغ دریایی تا وقتی که کنار آب دریا هست و عظمت دریا، هیچ کس دلش نمیاد اون رو اذیت کنه حتی دلش نمیاد کسی اون رو وادار به پرواز کنه چون حرمتشو از دریا میگیره"من اعتقاد دارم ما اگر حرمتی داریم اگر احترامی داریم اگر تونستیم کاری انجام بدیم چون حرمت این دریا رو داریم این مردم رو داریم.و قطعاً روزی که از این دریا دور بشیم قطعاً اینو به یقیین میگم روزی که از این دریای با محبت مردمی دور بشیم مطمعناً تحقیر میشیم مطمعناً به بالمون سنگ میخوره و مطمعناً ما رو وادار به پرواز میکنن و امیدواریم همیشه این دریای با محبت ما رو قابل بدونه برای اینکه عظتمون باشه.

 

یه جمله به گویش محلی خودتون به مردمتون بگید؟"

حرفی که من دوست دام به گویش محلیه خودمون بگم"و همیشه گفتم وخواهم گفت و خدا این توفیق رو به من بده واین ظرفیت رو"چون احساس میکنم هر چیزی تو زندگی آدم باید ظرفیتش رو داشته باشه" که همیشه، همیشه این جمله باشه ورد زبون من اینم اون که*(اییم کلام آخرم* *معنازم به بندرم* گل نگو گلدون به چمن* *بندر نگو جون به چمن)*

راستش من خودم اصالتاً از شهر زیبایی هستم به نام" میناب " یا (آنامیس قدیم) اما بزرگ شده بندرعباسم و در کل جنوبی و فکر میکنم از گرمای جنوب یه چیزایی رو حس میکنم.

رضا صادقی عشق رو چه تعبیر میکنه؟*وخودش چه جوری عاشق میشه؟*

والله به نظر من عشق مثل دارو میمونه یه داروی با ارزشی که هر چقدر بمونه هر چقدر یک جایی باشه از ارزش هاش کم نمیشه سالهای سالم که بگذره اون دارویی که هست" هست.و عاشق مثل بیمار مثل بیماری که اگر سراغ اون دارو نره قطعاً رو نابودیه قطعاً رو به زوال میره.

و در مورد اینکه رضا صادقی چه جوری عاشق میشه شاید "حالا نمی خوام شعار بدم در مورد عشقم همین بوده چون این روزا عشق چنان بحث کلیشهای شده برای همه وخیلی از جوان ها من تعارف ندارم میگم اینو تا میگی عشق، خوب یه جورایی همچین تو ناباوری و باور میمونن اما عرضم به حضورتون که خود بنده...حالا بذارید یه مثال بزنم تا راحت تر باشیم اونم اینکه:بچه هارو دیدید بعضی وقتها قرص های کوچیک خوش رنگ رومیبینن و اونا رو می خورن به عشق اینکه شکلات باشه یا یه چیز خوشمزه* و اون رنگش اونا رو فریب میده * همین که میخورن میبینن که به دردشون که نخورد هیچ یه دردیم بهشون اضافه کرد.رضا صادقی دوست داره خیلی هم دوست داره"اول بیمار بشه بعد بگرد دنبال دارویی که دردش رو دوا کنه فرقی هم نمی کنه که داروش خوش رنگ باشه یا نباشه مهم اینه که به دردش بخوره همین.

چه توقعی از دنیا و زندگی دارید؟

شاید با این شعر بتونم بیان کنم جواب رو اونم اینکه :(ما که توقع نداریم دنیا به کاممون باشه***لیلیه قصه کشتۀ عشق ومراممون بشه***ما که توقع نداریم زندگی زیبا بشه باز***یا کلاغای غارغاری بیان بشن ترانه ساز)من توقع خواصی از دنیا ندارم و الحمدالله منت به سرم نیست به جز منت مولا و به قولی **نون عشق رو می خورم منت نون وا ندارم**و چون منت نون وا ندارم توقعی هم ندارم.

اگر از فعالیت محروم می شدید چه کاری می کردید؟

اصلاً بحثه اگر اجازه داشتم یا نداشتم نیست،قطعاً هر کاری یه روزی باید تموم بشه و اگر روزی دیگه نتونم اجرا کنم،نتونم بخونم، نتونم کار هنری انجام بدم از بچه دوست داشتم زمانی که همه بچه ها تا بهشون میگفتن دوست داری چه کاره بشی میگفتن خلبان من دوست داشتم گل فروش بشم و دوست دارم "در آینده اگرنتونستم بخونم"یه گل فروشیه خیلی بزرگ داشته باشم و اسمش هم بذارم **گل مشکی**

و حرف آخر....؟

حرف آخر اینکه اگر روزی مردم بسیار با محبتم مردمی که قابل دونستن منو برا بزرگی هاشون,برای مهربانی هاشون؛احساس کردن حتی حتی یه احساس کوچیک به اینکه حر فای رضا صادقی بوی غربت میده، بوی تکبر میده،بوی دور شدن از تمام اون باور های خودش رو میده حتماً به من گوش زد کونن حتماً گوش زد کونن"من دوست ندارماصلاً به هیچ عنوان حتی اون کوچیک ترین جایی که دارم توی قلب دوستای خوبم،بزرگای عزیزم از دست بدم واینکه در نهایت آرزو میکنم انشالله در آینده بتونم کارهای بهتری ارائه کنم.درآخر از همه مردم ممنونم منو دعا کنید ازتون تمنا میکنم منو دعا کنید و بنه هم دعا میکنم در پناه خداوند و زیر سایه آقامون مرتضی علی هممون سالم باشیم و هممون بتونیم زندگی رو اونطور که باید زندگی کنیم و نون عشق رو بخوریم منت نون وا هم نداشته باشیم,زیاد پر حرفی نکونم از یاد نبرید که رنگ مشکی رنگه عشقه و اینکه*پیرهن مشکیه ما از غم نیست*اینو مطمعاً باشید.به آن گروه که از باده وفا مستن *سلام ما برسانید هر کجا هستن.عزت زیاد ......سایتون کم نشه.......یا علی مدد

                   مشکی بمونید .......یا علی

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 3:6  توسط شهرام مشکی پوش  | 

***** مشكي براي من يه اعتقاده نه يه شعار*****

                              مشکی بمونید.....یاعلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 2:40  توسط شهرام مشکی پوش  | 

سلام به همه دوستای گلم

بعد از روزها انتظار

به امید خدا بزودی آلبوم جدیدی از سلطان مشکی

(رضا صادقی)

منتشر خواهد شد بنام:

*****  رمز شب   *****

که که در این آلبوم ۱۴قطعه ای"تمامی ترانه ها توسط رضا صادقی ساخته شدن"

که به گفته خود رضا صادقی حال و هوای متفاوتی با آثار قبلیش دارد.

                                                             

                                                                                مشکی بمونید........یاعلی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 0:19  توسط شهرام مشکی پوش  | 

سلام به همه دوستان گلم"امیدوارم که حال همتون خوب باشه

و سلام مخصوص به همه دوستان مشکی پوش و همه اونایی که سلطان مشکی(رضا صادقی ) رو

دوست دارن"

من این وبلاگو فقط به عشق رضا صادقی و علاقم به رنگ مشکی زدم تو شوق وذوق ساخته وبلاگ بودم

که دانشگاه قبول شدیم اونم آزاد اونم شهرستانی که 9ساعت تا تهران راه"بالاخره رفتنی شدیم "نمی

دونم متاسفانه یا خوشبختانه" با اینکه چیزی از شروع کاره وبلاگم نگذشته بود ولی باز خوشحالم چون از

طرفی تونستم با مشکی پوشان آشنا بشم و ذره ای صابت کنم که سلطان مشکی رو چقدر دوست

دارم و...........

البته من میام ولی خوب چون نیستم خیلی کم مطلب میدم و شاید دیر به دیر به روز کنم .

قربون محبت همه شما

سایتون کم نشه

مشکی بمونید ............یا علی

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 1:26  توسط شهرام مشکی پوش  | 

قاصدك هان چه خبر آوردي ؟ از كجا از چه خبر آوردي؟

خوش خبر باشي اما ، اما گرد بام و بر من بي ثمر مي گردي

انتظار خبري نيست مرا ، نه ز ياري نه ز ديار ياري

برو آنجا كه بُود چشمي و گوشي با كَس برو آنجا كه تو را منتظرند

قاصدك در دل من همه كور و كَرند ، دست بردار ازين در وطن خويش غريب

قاصد تجربه هاي همه تلخ ، با دلم مي گويد كه دروغي تو ، دروغ ، كه فريبي تو ، فريب

راستي آيا جايي خبري هست هنوز ؟ مانده خاكستر گرمي ، جايي؟

در اجاقي طعمه شعله نمي ورزد خُردك شررّي هست هنوز ؟

قاصدك ابرهاي همه عالم شب و روز در دلم مي گريند.  

                               مشکی بمونید............یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 1:19  توسط شهرام مشکی پوش  | 

                                                                                                              مشکی بمونید......یاعلی

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 2:3  توسط شهرام مشکی پوش  | 

هر روز که از ما میگذره عشقم به توبیشتر میشه

باور کن که دیونتم دیونه عین همیشه

فقط توپاره تنی به حرمت اشکم قسم

بی تو میون عالمی غریبم ویه بی کسم

سکوته خستمو ببین" ببین بی تو چه کم شدم

همسایه سکوتمو تنها رفیقه غم شدم

صحبت راه دور که نیست بحث دوپای خستمه

شاکی غصه نیستم"نقل دله شکستمه

لوپ کلوم ای با وفا بی چک وچونه چاکرم

واسه فدای تو شدن من که همیشه حاضرم

دوست داشتنت موقدسه واسه همین دوست دارم

شیرین ترین عبادتی امید روزآخرم
                                                     

                                                  مشکی بمونید.............یا علی

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 1:56  توسط شهرام مشکی پوش  | 

میگویند برای هر خواننده ای هیچ لحظه ای در کنسرت هایش لذت بخش تر از ان نیست که مردم برای خواندن ترانه ها او را همیاری کنند وکلامش را حفظ باشند.رضا صادقی از این موهبت بزرگ برخوردار بود و گر چه پر شکوه ترین کنسرت سالیان اخیر را برگزار کرد اما چندان به حنجره اش شار نیاورد چون کنسرت او در هر سانس جز خودش حدود ۳هزار خواننده دیگر داشت!!کافی بود رضا صادقی بگوید:     *تو با منی* وسپس چند ثانیه استراحت کند!خواندن بقیه اش با تماشاگران!!

گروهی از تماشا گران کنسرت **سلطان مشکی**

سردار طلایی"سیروس شاملو(پسر احمد شاملو)"علی انصاریان"فرزاد حسنی"محمد رضا شریفی نیا"جواد رضویان"قاسم افشار"بهنوش بختیاری"طوفان کرمی"اافشین سیاه پوش و...از جله چهره هایی بودند که هنر نمایی  سلطان مشکی(رضا صادقی) را از نزدیک تماشا کردند.

*****************

چهار شب اجرای پر هیاهو وغرور آفرین رضا صادقی در کاخ سعد آباد مهر تاییدی بود بر جایگاه سلطان که انشا اله همیشه محبوب میماند. نه آبرویی رفت "نه حادثهایی پیش آمد"نه دست و پایی شکست و نه ارزشی به خطر افتاد                                                                             
                                                                                       
    مشکی بمونید........یاعلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 0:53  توسط شهرام مشکی پوش  | 

نفس نمونده واسه ادامه

تنها رفیقم این سایه هامه

دیکه بریدم خسته و پیرم

گواه حرفام این خنده هامه

 

مشکی بمونید........یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 2:11  توسط شهرام مشکی پوش  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 1:46  توسط شهرام مشکی پوش  | 

خودمو گول میزدم توی دو رنگی

نمی خواستم ببینم دله سنگی

میدیدم داشتی یواش یواش میرفتی

اما خواستم خوش باشی توی زرنگی

هی میگفتم دل خوشه فردا میمونم

واسه خوندن تو بودی تنها بهونم

هی میگفتم به خودم همش خیاله

همه این حرفا یه شوخیه میدونم

تو چشات برقی نبود مثل گذشته

تازه فهمیدم ازاین حرفا گذشته

من همونیم که بودم تو داری عوض میشی


"مشکی بمونید" 

یا علی


 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 2:4  توسط شهرام مشکی پوش  | 

رضا صادقي 25 مرداد1358 در شهر بندرعباس به دنيا آمد. و اصالتش از شهريست زيبا به نام ميناب (آناميس) . نظر به اينكه در خانواده مذهبي و مقيد چشم به دنيا گشوده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد. علاقه مندي او به مسائل هنري باعث شد تا در زمينه موسيقي فعاليتش را آغاز كند . سال 1368 ابتداي راه و به نوعي اولين جرقه فكري او بود با توجه به اينكه در آن سالها منطقه بندرعباس امكانات بسيار محدودي براي فراگيري داشت . او با مطالعه كتابهاي متفاوت در اين زمينه ساختار فكري خود را در مورد اين هنر بسيار رويايي و لطيف استحكام بخشيد . علاقه مندي او به موسيقي مدرن باعث شد تا از نگاه موزيسين هاي بزرگ براي بعد كاري خود استفاده كند*

در سال 1371 اولين آهنگ خود را به نوعي ميشود گفت ساخت . به نام راز عشق . شايد در آن سالها كارهاي او مورد قبول واقع نمي شد زيرا تفكرات به سوئي ديگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولين كار را در قالب كاست ارائه كرد كه به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذريم هيچ نوع بار هنري نمي شد در آن پيدا كرد اما حركتي تازه بود*

در سال 1373 با كمي دقت دومين كار خود را ارائه كرد به نام بال پرواز كه بعد از آن كاست نظر عموم نسبت به كارهاي او جلب شد و او با شوق بيشتري به كسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر مي داشت*

بنا به دلايلي در سال 1374 به طور موقت دست از كارهاي هنري برداشت و شايد همان مدت براي او مدت زمان پر باري بود و اواخر سال 1374 بود كه با ارائه كاستي تحت نام كلاغ غارغاري شروع دوباره اما تا حدودي قوي تر از قبل را تجربه كرد*

علاقه زياد او به هنرمنداني چون استاد چشم آذر و بيات باعث شد تا به كارهاي ايشان و بزرگاني ديگر توجه خاص داشته باشد. و كارهاي او تحت شعاع آنها قرار گرفت*

البته او در زمينه شعر و ادبيات فعاليت دارد و ارادت او به شاعراني چون اخوان ثالث - حافظ - مولانا - سهراب سپهري - شاملو و ماگوت بيگل باعث شد ذهنيت فكري آنها را در راه خود نورپردازي كند . البته لازم به ذكر است كه 95% كارهاي او با كلامهاي خود اوست*

در سال 1375 كاست گل لاله را ارائه داد كه به نوعي با كارهاي قبلي او تفاوت داشت . او سير نسبتا صعودي را دنبال كرد به طوري كه در سال 1376 بندرقديم 1377 مستانه و ديوانه در سال 1378 روياي شيرين و ده ثانيه را با هم در يك سال ارائه داد*

سال 1379 سال آرامش و كسب تجربه بود و پربار . يك حادثه زيبا در روياهاي او - لحظه ها را برايش سرشار كرده بود تا اينكه در سال 1380 كاست عاشقم من را كه با گيتار اجرا شد را به بازار ارائه داد كه مورد استقبال خاصي قرار گرفت . البته اين كاست قبل از اينكه ويرايش شود به بازار رفت كه در مورد آن جاي بحثي طولاني است*

آن حادثه زيبا و رويايي نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و ديدن زشتيها را با نگاه ديگر. او مدت 8 سال پيراهين مشكي به تن داشت و همه مردم او را مشكي پوش مي شناختند تا اينكه در سال 1381 كاست حكايت مشكي پوش را به مردمي تقديم كرد كه سالها او را با مهرشان به اوج سوق مي دادند*

*حكايت مشكي پوش آغازي است براي حركتي ار نوع مشكي پوش.*

در سال 1382 با کسب تحربه های تلخ و شیرین آلبوم مشکی رنگ عشقه را که عشق خودش را به مشکی بود را ارائه کرد این آلبوم شروعی از رضا صادقی برای دنیا قشنگ مشکی بود که نظر خیلی ها را جلب کرد.*

در سال 1383 به بعد چندین بار کارهای او به صورت غیر مجاز پخش شد.*

و در نهایت در سال 1384 رضا صادقی اولین آلبوم رسمی خود را با عنوان ""پیرهن مشکی""به مردم ارائه کرد و توانست عنوان بهترین آهنگساز و خواننده را به خود ارائه دهد.*

رضاصادقی در ادامه قصد انتشار آلبومی به عنوان""دیگه نمی تونم ""را دارد که به عقیده خودش یکی از آثار به یاد ماندنی خواهد بود.رضا صادقي با همسفري آهنين به نام عصا به سوي دنياي سبز فردا به پيش مي رود شايد خود اوهم مي داند كه مانده تا برف زمين آب شود اما او با گرمي كه از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد كرد   *                         
                                                                                                                                            " مشکی بمونید"

یاعلی

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 1:0  توسط شهرام مشکی پوش  |